شمس سراج عفيف

381

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ابواب شريعت بحقيقت كشاده - كه رخصت شرع بدين است تا اين زناردار و كافر بدكردار مسلمان شود - و اگر از ايمان آوردن ابا آرد او را زنده بسوزند - المقصود بران زناردار مردود هرچند ايمان غرض كردند و راه راست نمودند قبول نكرد - و كلمات انكار از زبان برآورده سر در اسلام نياورد - الغرض آن زناردار را به حكم فرمان شهريار و اشارت جهاندار پيش دربار آوردند - و هيزم انبار كردند - دست و پاي آن زناردار محكم بستند - و در ميان آن هميه انداختند - و آن مهرگي را بالاي انبار هيزم نهادند « 2 » - و فرود انبار هيزم آتش زدند اين مورخ ضعيف شمس سراج عفف دران روز پيش دربار حضرت شاه فيروز حاضر بود - و بدان حالت ناظر - بوقت نماز ديگر در مهرگيء آن زناردار از دو جانب آتش زده - يكجانب طرف سر آن زناردار و دوم جانب طرف پايان او - چون هيزم خشك بود اول آتش بدان زناردار از طرف پايان رسيد - زناردار از آثار اضطرار آه از سينه كشيد همدران حالت و هم بدان مقالت آتش از جانب سر آن تيز دويد زناردار « 3 » مذكور در زمان واحد سوخته شد - زهى صلابت شريعت كه شهنشاه طالب اسرار طريقت ذرهء از شرع تجاوز نكرد * * بيت * * هم بتان را سوخته هم بت‌پرستان را بسوخت * * * هم بكشت آتش‌پرستان آتش شان هم بكشت *

--> ( 2 ن ) انداختند و انبار هيزم را آتش زدند * ( 3 ن ) درين محل زناردار بسيار ناليد زناردار مذكور در زمان واحد سوخت *